جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1575
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
هر كس از افراد مجلس دو مأمور گماشت تا بالاى سر نمايندگان مردم حجاز بايستند و به رئيس نگهبانان خود سفارش كرد كه : « اگر كسى خواست سخنى در موافقت يا مخالفت بگويد او را به قتل برسانند . » بنىاميه با افكار جاهلى و اشرافمنشانه خود براى مردم تعيين تكليف مىكردند و سرهاى كسانى را كه با يزيد بيعت نمىكردند از بدن جدا مىساختند و بر دست افرادى كه با يزيد بيعت مىكردند مهر استبداد و بندگى را نقش مىكردند . جانشينان معاويه از طايفه بنىاميه ، گمراهتر از همه مردم بودند و بيش از همه به شيوه او عمل مىكردند حتى در زشتكارى و پليدى از او فراتر رفتند بدون آن كه از كارهاى به ظاهر خوب معاويه چيزى را انجام دهند . به همين جهت مردم در زمان حكومت بنىاميه سختيهاى فراوانى را تحمل مىكردند و ناگزير بودند كه جان و مال خود را در اختيار اين خاندان و گماشتگان جنايتكار آنان قرار دهند . كارگزاران بنىاميه ، مردم سرزمينهايى را كه در اشغال خود داشتند به گونههاى مختلفى مورد اذيّت و آزار و شكنجه قرار مىدادند . اين شكنجهها ، ملتهاى غيرعرب را هم در بر مىگرفت كه با ذلّت تمام ، به بندگى و اسارت درآمده بودند . بنىاميّه علىرغم سفارش اسلام ، حتى نسبت به اهل ذمّه ( يهود و نصارى ) هم بدرفتارى مىكردند . هر عربى كه از روى ميل و رضا خود را در اختيار بنىاميّه قرار نمىداد ، به قتل مىرسيد . بنىاميّه افرادى را براى دريافت ماليات بر مردم گمارده بودند و آنها موظف بودند كه بر انواع و ميزان مالياتها بيفزايند و با شديدترين شكنجهها و سنگدليها آن را وصول كنند ؛ براى همين بود كه سعيدبن عاص كه از كارگزاران بنىاميّه بر عراق